نکاتی در مورد هوش مالی


هوش مالی

ضرایب هوش مالی:

ضریب هوش مالی شماره۱: کسب پول بیشتر: برنامه ریزی هدف دار و مدون جهت افزایش درآمد بیشتر وصرف هزینه کمتر

ضریب هوش مالی شماره۲: حفاظت از پول: جلوگیری از مصرف پول در شرایطی که ضرورت هزینه کرد آن احساس نشود همچنین فرار از چنگ اشخاص حقیقی یا حقوقی که رابین هودی در صدد بهره برداری مستقیم وغیرمستقیم از درآمد ما هستند.

ضریب هوش مالی شماره۳: بودجه بندی پول: هوش مالی بالا این توانایی را در ما ایجاد می کند که بتوانیم با درجه بندی نمودن اهداف وهزینه ها میزان انحراف عمکرد مالی را کنترل کنیم.

ضریب هوش مالی شماره۴: اهرم ساختن ازپول: سرمایه گذاری مازاد منابع در ساختارهای درآمد زا

ضریب هوش مالی شماره۵: ارتقاء دانش مالی: “قبل از اینکه بدوید، باید راه رفتن را بیاموزید.” قبل از هر گونه اقدام مالی باید چگونگی و نحوه ی تاثیر آن اقدام را تا حد ممکن پیش بینی و از چالشهای پیش رو آگاه شد.
این پنج اصل درجه بندی اقتصاد مالی ما را به راحتی آب خوردن تعریف می نماید.

چگونه هوش مالی را تقویت کنیم؟

پول به تنهایی مشکلات مالی ما را حل نمی کند، تحصیلات نیز نمی تواند همه ی نیازهای ما را مرتفع کند.

این نکته را باید در نظر داشت که اگر بتوانید  مشکلات مالی را حل کنید هوش مالی شما رشد می کند و وقتی هوش مالی رشد کند ثروتمندتر می شوید
واگر مشکلات مالی را حل نکنید روز به روز فقیرتر می شوبد.

ثروتمندان به جای گریختن،دوری کردن یا تظاهر به اینکه مشکلات مالی اصلا وجود ندارند به مشکلات مالی خوش آمد می گویند چون می دانند در مشکلات مالی فرصتهایی هست که در آن می توانند باهوش تر شوند ودر نتیجه ثروتمندتر شوند.

 

فقرا چگونه با مشکلات مالی برخورد میکنند؟

فقرا مشکلات مالی را تنها بصورت همان مشکل می بینند. بسیاری از آنها احساس می کنند قربانی پول شده اند.

بسیار فکر می کنند تنها شخصی هستند که مشکل مالی دارند.

تنها تعداد کمی از آن ها می فهمند که مشکلات مالیشان ناشی از نحوه نگرششان است.

ناتوانی آنها در حل مشکلات مالی و یا اجتناب از مقابله با آن باعث شده مشکلات مالی آنها بیشتر وبیشتر شود.

فقرا به جای اینکه هوش مالی خود را افزایش دهند مشکلات مالی خود را افزایش می دهند.

 

 

نحوه برخورد قشر متوسط با مشکلات مالی

فقرا قربانیان پول هستند و قشر متوسط زندانیان پول

قشر متوسط به جای اینکه مشکلات مالی خود را حل کنند، فکر می‌کنند می‌توانند در برابر مشکلات مالی زرنگی به خرج دهند. آن‌ها پول خرج می‌کنند و به دانشگاه می‌روند تا بتوانند شغلی مطمئن پیدا کنند.

 

اکثر آنها اینقدر باهوش هستند که بتوانند پول درآورند و جلوی مشکلات مالیشان یک سد ایجاد کنند. آن‌ها خانه‌ای می‌خرند، هر روز به سر کار خود می‌روند و از طریق سهام یا اوراق مشارکت برای دوران بازنشستگیشان پس انداز می‌کنند.

 

اینگونه افراد در سن ۵۰ سالگی کشف می‌کنند که در دفتر کارخود زندانی هستند. آن‌ها کارمندانی با ارزش و با تجربه هستند. امنیت شغلی دارند و شاید پول کافی به دست می‌آورند. ولی در عمق درون خود می‌دانند که از لحاظ مالی به دام افتاده‌اند و فاقد هوش مالی برای ترک دفتر کار خود هستند.

اکثر این افراد فاقد اطلاعات مالی لازم هستند بنابراین برای امنیت مالی ارزش قائل می‌شوند و به جای اینکه کارآفرین شوند برای کارآفرینان کار می‌کنند.

به جای اینکه خود سرمایه‌شان را مدیریت کنند، مدیریت سرمایه‌شان را به دیگری می‌سپارند. و به جای افزایش هوش مالیشان، خود را به کار در دفاترشان مشغول می‌کنند.

 

نحوه برخورد ثروتمندان با مشکلات مالی

ثروتمندان اگر راه حل مشکلات مالی خود را ندانند درجا نمی‌زنند و خود را مخفی نمی‌کنند.
آن‌ها به دنبال کارشناسانی می‌گردند تا بتوانند به آنها کمک کنند تا مشکلاتشان را حل کنند.
در این روند آنها هوشمندتر شده و برای مشکل بعدی مجهزتر خواهند شد.
ثروتمندان تسلیم نمی‌شوند بلکه می‌آموزند و از طریق آموختن ثروتمندتر می‌شوند.

 

 

مقالات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *